بچه یزدی free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
حتما باید بالای سر وب باشم تا نظر بدید
تقسیم شدم بوانات یکی از شهرستانهای فارس
نزدیکهای شهر اباده هستش
خدا کنه یه بچه یزدی حداقل اونجا باشه
فردا هم باید برم یعنی دیروز باید میرفتم که جیم زدم
چون چیزی در مورد این شهر نمیدونم ایشالله مرخصی بعد
مفصلا از این شهر مینویسم
سلام به دوستانیکه به بچه یزدی سر میزنند
خوب اموزشی هم تموم شد
ولی واسه من یه کم تلخ
دوباره سرنوشت واسه من بد نوشت
۱۰۸نفر نیروی یزدی واسه گذروندم دوران اموزشی نیروی انتظامی رو به جهرم
میفرستن
در پایان اموزشی۱۰۴نفر انها یزد تقسیم میشوند
۳نفر کرمان
و۱ نفرفارس
نکته احساسیش اینه که اون ۱ نفر من هستم
بازم خدا رو شکر راضیم به رضای خدا![]()
ایشالله خود فارس خدمت کنم
بای تا مرخصی بعد
سلام
خوبین خوشین بازم منم بچه یزدی
الان میاندوره هستم وگفتم خاطرات این یه ماه و چن روز رو بنویسم
البته بطور خلاصه
شروع میکنیم__________
شهر:جهرم
پادگان:شهید دستغیب
شهرت:جهنم سبز
سرباز:روح اله نیرو انتظامی
خوب از روزای اول نگم که دهن سرویسیه
وقتی ساعت 4 صبح بیدارت کنن توسرما یه جارو بهت بدن بگن
جارو بکش اب پاشی کن
ساعت 5 صب بهت عدسی بدن که عدساش خودش داره میوه میده
وصبحونه وناهار وشامش به اندازه صبحونه ایکه تو خونه میخوردی نیس
تو خونه صدات میکردن اقا روح اله اونجا فرمانده ها صدات کنن
جونور وحشی
تو دسشوییش که میری ببینی تا پای درش پر شده....عق![]()
البته دسشویی ما اینجوری بود که خرابش کردن
یعنی با استفاده از سر بازای بخت برگشته خراب کردن
تا میری تو اسایشگاه از ترس اینکه ببرنت واسه جهادی
نتونی یه جا بشینی یا بخوابی
خوب
البته همه چیزش هم که بد نیس
من بهترین رفقام رو تو همین اموزشی پیدا کردم
پایه هاییکه همه جا با همیم با هم میخندیم
وباهم گریه میکنیم
تو همین اموزشی فهمیدم پدر ومادر چه نعماتی هستن
حتی دلت واسه شهرت تنگ میشه واسه روزاییکه
بدون اینکه توجه کنی تو کوچه و پس کوچه هاش قدم میزدی
تو اموزشی خدای خودتو بییشتر میشناسی
********
چیزیکه بیشتر از همه چیز ازارت میده به غیر از
دوری ویه جورایی زندونی شدن و... میدونین چیه؟
اینه که یه بی پدر و مادر به خاطر خودشیرینی
زیراب شما رو به فرمانده ها بزنه بعد تو نتونی بهش چپ
نیگا کنی در حالیکه اگه تو این لباس نبودی
جدو ابادش رو میاوردی جلو چشماش
اخ خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خوب شاید تونسم بطور کلی یه قسمتی از اموزشی رو توصیف کنم
ایشالله جزییات و خاطرات روزمره اموزشی در پایان دوره
*************
فقط یه چیز دعا کنید بعدا یزد خدمت کنم
*************

رفقای خدمتم بچه یزدیها:
غنچه علی*سرداری*خادم الحسینی*
حمید زارع سخویدی**www.dhaty2.blogfa.com
رضا مقیمی*محمد داد*محمد علی*وثوق*اقا بابایی *دهستانی

بای تا های
ما هم نیومده رفتیم![]()
کجا؟
خاکبر سرم دارم میرم خدمت
کچلان دولت
آشخوری
آخ خدا؟؟؟؟؟؟
هز شنبه۱۸/۸/۱۳۸۷ تا ۱۸ ماه دیگه
تازه اگه اضاف نخورم
خدا کنه یزد باشم![]()
خداحافظتون
خوش باشین

غروب آفتاب عمر حسين
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

یزد میشه بهشت
ولمون کنید الان این وب هم فیلـ... میشه
خوب دوستای قدیمی اگه گذرتون افتید به اینجا
لینکتون میکنم چطوره![]()
رفقای جدید هم اگه دوس داشتن تو لینکدونی بچه یزدی باشن
خبر بدین
ایشالله مطالب توپ واستون میارم
شعر زیر رو تو وب قبلی گذاشته بودم این اپ
این شعر لهجه یزدی رو میذارم تا برکت وب بشه
چطوره؟
نظر یادتون نره
مخسی 
من که زِعالم بِدَرَم خون شده از غَم جگرُم
خَر شده مَشتی خََرُم تا که دیدن شور وشَرُم
ویله زدن دور وبرم زورکی دادن شورم
آخ که زدس شوَرُم
خاک سیا شد تو سرُم
مِثِّ پِِلاسِ *دَمِ دَر بَسکی پا خوردُم ساییدُم
سه تا تک وجُف جُمُلی * پَینِ سال اول زاییدُم
چَش* وا نَکِردُم که گِرِف هَف تا بچه دور و بَرُم
آخ که زدس شورم
خاک سیا شد تو سرم
اول باریم پُسَرَه تا پَسِ گَردَن کَچَله
بینِ بَچا مدرسه ای خوار و ذلیل و مَچَله
وا میگیرن شِش تا دیه از پُسَرِ کَلَّه گَرُم
آخ که زدس شورم
خاک سیا شد تو سرم
یَکتا نماز دِل جَمع من نمی توُ نُوم بو خو نُم
یا یکی الحَم سر دیگ گو شه مُدبَخ* بِمُو نُم
مَعرِکه وَر پا مُکُنَن هَفتا بچه کور و کَرُم
* آخ که زدس شورم
خاک سیا شد تو سرم
چار تا بچه بُزُرتَریم روز توی هَم اوُّ *مِپاشَن
سه تایی کوچیک تریم شُّو* تو لاحافوم* مِشاشَن
سی رو باید عوض کنم پیرهَن ِشاشی و تَرُم
آخ که زدس شورم
خاک سیا شد تو سرم
پیر شُدَموُو مُنده ِهَنوز آرز* ِزیارت تو دِلوُم
کِی مِکشَن دَسِّ از سَرُم کِی مُکنن چار رو ولوُم
من نمیدونم کجا-کی وا مُکُنَن بال و پَرُم
آخ که زدس شورم
خاک سیا شد تو سرم
کُنجِ دِل هر عاروُسی صَد تا خیال و هَوَسه
بِشنَوِد ازمن عاروسا بچه یکی دو تا بَسه
چَش *وا کُند خوب ببیند زندگی بی ثمروُم
آخ که زدس شورم
خاک سیا شد تو سرم
*&*نکته اخلاقی فرزند کمتر زندگی بهتر*&*
